روح الله عباسى

84

رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى )

را براى شما آورده‌ام اين جمله را اضافه فرمود : و به تحقيق خداوند مرا امر فرموده ، كه شما را به سوى او دعوت نمايم ، پس كداميك از شما مرا در اين امر پشتيبانى مىكند تا برادر من باشد ، و چنين و چنان . . . . گفت : در قبال اين پيشنهاد پيغمبر همگى خاموش نشستند و من در حالى كه نورس‌تر و جوان‌ترين آنها بودم و چشمم با چرك آلوده‌تر و ساق پايم از همه لاغرتر و شكمم بزرگتر بود ، گفتم : اى پيغمبر خدا من حاضرم پشتيبان تو بر اين امر باشم . در اين هنگام گردن مرا گرفت و گفت : همانا اين برادر من است و چنين و چنان است . از او شنوائى داشته باشيد و امر او را اطاعت كنيد . گفت : در اين هنگام آن گروه برخاستند در حالى كه مىخنديدند و به ابى طالب مىگفتند : تو را امر كرد كه در قبال فرزند خود فرمانبردار و مطيع باشى . و به همين لفظ در تفسيرش ( ج 3 ، ص 351 ) ، ذكر نموده و گويد : اين روايت را أبو جعفر ابن جرير از ابن حميد عينا تا آخر ذكر نموده است . ما اكنون لفظ طبرى را عينا ذكر مىكنيم تا حقيقت آشكار و از كژى و ناراستى متمايز و شهود گردد . نامبرده در ( ج 3 ، ص 217 ) ، تاريخ « 1 » خود از چاپ اوّل آن چنين گويد : همانا من خير دنيا و آخرت را براى شما آورده‌ام و به تحقيق خداى تعالى مرا امر فرموده كه شما را به سوى او بخوانم ، پس كدام يك از شما مرا بر اين امر پشتيبانى مىكند تا او برادر و وصىّ و خليفهء من در ميان شما بوده باشد ؟ گفت : آن گروه همگى خاموش ماندند و من گفتم در حالى كه سنّ من از همه كمتر بود و چشم آب آلوده‌تر و شكمم بزرگتر و ساق پايم نازكتر : من اى پيامبر خدا ، پشتيبان تو در اين امر خواهم بود . پس گردن مرا گرفت و فرمود : همانا اين برادر من و وصىّ من و خليفه من است در ميان شما ، پس به او شنوا باشيد و اطاعت كنيد .

--> ( 1 ) . تاريخ الأمم و الملوك ، ج 2 ، ص 321 ، چاپ جديد .